روی زمین بشی .
که یهو در خونت که برو همه باز بودو میبندی .حتی از نوشتن تعطیل است هم خوداری میکنی
چون دلت نمیخواد کلمه ای حرف بنویسی .
این یعنی خودتم با خودت قهری مدتها توی خونت تنها میمونی و به صداهایی که ازبیرون میشنوی
دهن کجی میکنی بعد یاداون دوستایی میفتی که روزی بارها دوستت دارمو براشون خرج میکردی
شبها خوابشونو میدیدی و بهشون شب بخیر میگفتی .صبحها براشون ارزوی خوشبختی و شادی میکردی و..
این همه دوست دارم و تقدیم دوست میکردی دوست دارمهایی که دوست داشتی تقدیم عشقت هم میکردی
یه جورایی اون همه انرژیو عشق و برا دوستی که در نبودش کلی اشک ریختی انگاری ریختی همشونو دور
الان خالی از هرکلمه دوست دارم پراز انرژی نشستی و صداهای ادمهای اطرافتو گوش میکنی و اروم زیر لب برا تک تک
دوست دارم ها اشک میریزی
پ ن :من هنوز هنوز هم دوست دارم دوست من با وجوداینکه تو مجازی ترین دوست من بودی و رفتنت
هنوز برا من هیچ توجیهی نداره .
دیشب وقتی تو تنهاییام گریه میکردم باهات اروم درد دل کردم مث همیشه غیر تو و خدای خودم
هیچکی و برا درد دل ندارم هرجا هستی دلت خوش خونت آباد لبت خندون و درکنارهمسرو نازدونه هات خوشبخت باشی
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط ...|
در تاریکی همه ما شبیه یکدیگریم...ما را در سایت در تاریکی همه ما شبیه یکدیگریم دنبال میکنید
برچسب: برای, نویسنده: بازدید: 23